تعریف هویت اجتماعی چیست ؟

هویت اجتماعی از پدیده هایی است که همواره مورد توجه متفکرین و دانشمندان بوده است ولیکن بطور عمده از ابعاد جامعه شناختی مورد بررسی قرار گرفته که موارد مربوط به تاثیر انسانها و محیط اجتماعی را مورد توجه قرار میدهد و توجهی به تاثیر و نقش وجود شناختی و ارتباط انسان با نظام آفرینش ندارد ولی در ادیان مختلف و مخصوصا دین اسلام هر دو جنبه وجود شناختی و جامعه شناختی به عنوان عوامل موثر در تشکیل هویت مورد توجه قرار گرفته و تبیین شده است. سلامت دات لایف در مقاله تعریف هویت اجتماعی چیست ؟ به تعاریف هویت اجتماعی از منظر جامعه شناختی و هویت اجتماعی در جامعه اسلامی می پردازد.

تعریف هویت اجتماعی چیست
تعریف هویت اجتماعی چیست

تعریف هویت اجتماعی از منظر جامعه شناختی :

هویت اجتماعی عبارتست از برآیند فرایند و چگونگی تولید و تغییر دائمی الگوی ارزشها،نمادها،تاریخ ،اسطوره ها و سنتهایی که میراث متمایز جوامع مختلف را تشکیل می دهند. به تعبیری هویت اجتماعی مفهومی است که می خواهد تعارضات موجود در هویت های گروهی را به نوعی کاهش داده و آنها را تحت یک موضوع برتر که همان هویت اجتماعی است همگرا سازد و انگیزه همکاری و همدلی و همزیستی را مابین افراد جامعه فراهم نماید.

هویت جامعه و فرهنگ آن مجموعه ای از صفات و مشخصاتی هستند که باعث شاخص و متمایز شدن افراد آن از افراد جوامع دیگر میشود و همبستگی و همدلی مورد نیاز مردم جهت بقای جامعه را فراهم میکند.

آن گروه از عواملی که ناشی از وضعیت آب و هوایی و شرایط طبیعی محیط رشد و پرورش افراد است و می تواند در طول قرنهای متمادی بر رفتار و زندگی افراد تاثیر گذارد و باعث ایجاد ویژگیهایی در یک گروه از انسانها شود، موجبات احساس تعلق و دلبستگی به آن گروه را در گذر زمان فراهم می کند. البته شباهتهای ناشی از شرایط اقلیمی و جغرافیایی یک گروه از انسانها، به تنهایی باعث ایجاد هویت اجتماعی نمی شود ولی به عنوان یکی از پارامترهای مهم ایجاد هویت مطرح است.

به نظر مي رسد هويت هر فردي صرفا در ارتباط با حضور آن در اجتماع قابليت تعريف دارد. از اين رو در مباحث اجتماعي تصور مي شود که هويت عبارت است از حاصل جمع کنشهاي متقابل ميان فرد و محيط اجتماعي و شامل مجموعه تعلقاتي است که هر فرد نسبت به نظام اجتماعي دارد. تعلقاتي نظير وابستگي به يک گروه سني، وابستگي به يک گروه جنسیتي، وابستگي به يک طبقه اقتصادي، وابستگي به يک نظام سياسي و غيره. در حقيقت مفهوم هويت در علوم اجتماعي کاربردي ابزاري دارد. اين مفهوم ابزاري، جامعه شناختي و در عين حال روانشناختي محسوب مي شود که موضوعی جهت تمايز خودي و ناخودي را ممکن مي سازد.

آنچه که سبب میشود تا هویت اجتماعی یک گروه انسانی شکل بگیرد شباهتهای میان عناصر آن گروه است که آنها را از گروه های انسانی دیگر جدا و متفاوت و متمایز می کند. مشترکات و وجه تمایزهای این گروهها، مفاهیمی است که پیدایش آنها بوسیله افراد ایجاد می گردد. مؤلفه های مختلف فرهنگی که هویت اجتماعی را می سازند ، می توانند در میان جوامع مختلفی به عینی سازی و آشکارتر کردن فرایند تفاوت و شباهت بیانجامند و به عنوان ابزارهایی، زمینه و بستر شکل‌گیری موضوعهای هویتی را در بین جوامع فراهم نمایند. از جمله این پارامترها به گویش و زبان، تغذیه و خوراک، اعتقادات و مذهب، پوشاک و پوشش، تمایلات زیبایی شناسی، تفریحات و سرگرمیها، ورزش و … می توان اشاره کرد که در حوضه فرهنگی قابل بررسی هستند و برای زندگی هر گروهی می توانند مفاهیم و پیشینه ای را خلق کنند بطوریکه امکان بوجود آوردن شباهتها و مشترکات در درون گروه و همچنین وجه تمایزات و تفاوتهایی با بیرون گروه ‌را فراهم کنند. گرچه مؤلفه های اجتماعی و فرهنگی رابطه تنگاتنگ و بهم پیوسته ای با یکدیگر دارند، اما آنها را نمی توان یکسان فرض کرد و نباید به آسانی به جای یکدیگر به کار رود.

 علاوه بر درونی و برونی بودن هویت، زمان و مکان هم از منابعی است که بر ایجاد هویت اجتماعی تاثیر گذار است. شناسایی چیزی به معنای آن است که آن چیز در ارتباط با زمان و مکان قرار گرفته به این معنا که در چه زمانی با چه ویژگیهایی و در چه محل و مکانی با چه شرایط و امکاناتی قرار داشته است. هویت یک پروسه و فرایند مستمر است که با گذر زمان، تولید و بازسازی می‌شود. هویت‏ اجتماعی از موضوعاتی هستند که در عرصه های اجتماعی از قابلیت نظم و امکان پیش‌بینی‌ برخوردار میباشند بر این اساس، یک جامعه می‌تواند در موقعیت‏ها و شرایط مختلف و متفاوتی سبب ساختن هویت‏های متعددی برای خود بشود و خود را وابسته و متعلق به آنها بداند. اساساً برای ایجاد شرایط مناسب مورد نیاز زندگی اجتماعی ضرورت دارد که این آگاهی در مورد هویت دیگران ایجاد شود و معلوم گردد که آنها کیستند و از طرف دیگر مشخص شود که ما کیستیم. علم و آگاهی به وجود خودمان و خود آگاهی و پی بردن به هویت خود در فرایند تعامل و ارتباط سازنده با مردمان جوامع دیگر بوجود می‌آید. بنابراین خودآگاهی اجتماعی یعنی بدانیم که مفهوم انسانیت و انسان بودن در ارتباط با سایرین چگونه است و آیا همانگونه که آنها مینمایند هستند.

تعریف ریچارد جنکینز از هویت اجتماعی واضح است بطوریکه در هویت اجتماعی به شیوه هایی که به واسطه ی آنها افراد و جماعت ها در روابط اجتماعی خود از افراد و جماعت های دیگر متمایز می شوند اشاره دارد شباهت و تفاوت با همدیگر از اصول پویای هویت و زندگی اجتماعی هستند. در ادراکی که از هویت اجتماعی بوجود آمده است تاکید میکند که شما کیستی و دیگران کیستند و ادراک آنها از خودشان و سایرین چیست ؟ بنابراین مفهوم هویت اجتماعی در ذات آن نیست. لذا بدون وجود اسکلت و چهارچوبی برای مشخص ساختن هویت اجتماعی و هویت های فردی، امکان طرح و بررسی دارد.

در خصوص زمینه ها و دلایل و پارامترهای تاثیرگذار در شکل گیری و تغییرات و تحولات هویت در میان صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد بطوریکه عده ای بر این باور هستند که هویت از قبل شکل میگیرد و بوجود میآید بگونه ای که هر پدیده ای را دارای مفهوم و هویت ذاتی می دانند، گروهی دیگر تاکید میکنند که هویت موضوعی جاری و متغیر است که در طول زمان و متناسب با شرایط مکانی، به شکلهای مختلفی بروز می نماید.

هویت اجتماعی از امور قائم به ذات محسوب نمی شود زیرا طی مراحل مختلفی و بصورت فرایندی در جامعه شکل میگیرد و به تعبیر دیگری در شکل گیری آن، برخی از دستاوردهای بشری مانند ضرورتها و مهندسی اجتماعی دخالت دارند. هویت هم فرایندی است و هم محصول است بنابراین می توان آنرا اجتماعی و انحصاری تلقی کرد.

شیوه ها و روشهای زندگی کردن انسان در طیف رفتارهای منسجمی قرار می گیرد که عرصه ای از زندگی را پوشش می دهد و همین سبب می شود که در میان بخشی از جامعه ملموس و قابلیت مشاهده داشته باشد هر چند که برخی از آنها ممکن است برای عموم مردم قابل تشخیص نباشد ولی شیوه های زندگی مردم به منظور بوجود آوردن امکان تشخیص ساماندهی می گردند و می تواند در ابعاد مختلفی مانند فرهنگی، اقتصادی و سرگرمی و فعالیت های اجتماعی تجلی و بروز نمایند.

 واضح است که هر مفهومی ناشی از تجربیات و عملکرد انسانها می باشد و نظر به اینکه تجربه از پدیده‌هایی است که تابع زمان و قابل مدیریت است و ممکن است اقدامات بعدی افراد بر گرفته از تجارب گذشته آنها باشد، بنابراین ممکن است که رفتارهای گروهی یک جامعه وابسته و متاثر از اطلاعات و عملکرد تاریخی آن جامعه که به نوعی تجربه قلمداد می شود باشد.

شباهت در کنار تفاوت معنا دارد بنابراین شباهت از خلال تفاوت‌گذاری میان خود و دیگران حاصل می‌شود. یکی از وجوه مشترک آدمیان تفاوتهایی است که با دیگران دارند. بنابراین لازم است که ارتباط مابین آنها مشخص شود. البته آشکار است که بدلیل ارتباط تنگاتنگ مابین ما و دیگران، تعریف کلمه ما، وابسته به ارائه تعریفی از کلمه آنها است. بنابراین هویت اجتماعی ناشی از آمیخته شدن و اختلاط مضامین از یک سو و تفکیک شباهتها و تفاوتهای رفتارهای اجتماعی از سوی دیگر است که بطور مستمر در حال باز سازی است. همچنین بخشی از شکل‌گیری هویت هر فردی از طریق سازماندهی دیدگاههای فردی سایرین در قالب دیدگاههای سازمان یافته اجتماعی آنها شکل می‌گیرد بطوریکه تصویر فرد از خودش  و احساسی که نسبت به خود پیدا می‌کند ، بازتاب نگاه و دیدگاه دیگران نسبت به او است.

با توجه به این مطالب، هویت سازی و هویت اجتماعی این امکان را برای یک فعال اجتماعی فراهم میکند که برای سؤالهای مهم و اساسی خود در خصوص کیستی و چیستی پاسخ روشن و قانع کننده ای بیابد. در واقع هویت، به بازسازی و شناخت مرز میان خودی و بیگانه مربوط میشود بطوریکه شرایط تفکیک و متمایز شدن ویژگیهای درون گروه از بیرون گروه ها را ممکن می‌کند. اهمیت تفاوتها، دشمنی ها و تنش‌های اجتماعی حتی در شرایطی که تضاد منافعی نباشد، از این جنبة هویت قابل بررسی است.

هویت اجتماعی از  منظر اسلام :

بنا بر اهمیتی که اسلام به فرد و جامعه می دهد موضوع هویت را مورد توجه قرار داده و قرآن در آیات مختلفی به آن پرداخته است بطوریکه به لحاظ مبنایی اسلام آزادي انسان براي کسب هويت هاي گوناگون منحصرا شامل واکنش او در برابر ولايت الهی مي داند بنابراین از منظر قرآن موضوع هویت قابل بررسی است بطوریکه اگرچه عامل اصلی تعيين کننده ي هويت را انتخاب چگونگی و نوع رابطه انسان با حضرت حق مي داند ولي تاثیر و نقش تعيين کننده اين رابطه منحصرا از جنبه وجود شناختی آن مطرح نمیشود بلکه نوع رابطه انسان با خداوند به او در ادراک نظام هستي جهت مي دهد و او را به عنوان یکی از عناصر هستی، در مجموعه عالم هستی و وجود به اعلام نظر وادار مي نمايد همچنین نقش و تاثیر اجتماعي و چگونگی مشارکت او را در جامعه نيز ترسیم می کند.

 در قرآن، فلسفه خلقت انسان را تحت عنوان دو موضوع بندگي خدا (سوره ذاريات آیات 50 و 51) و همچنین خلافت (سوره بقرهآیات30 تا 33) مطرح مي کند بطوریکه تعبير بندگي انسان در مقابل کمال مطلق از جنبه وجود شناختي مطرح است و خلافت او بر زمین از جنبه جامعه شناختي است. بنابراین خلقت انسان دارای دو وجه میباشد که یکی در ارتباط با آفرینش و نظام هستی و دیگری در ارتباط با جامعه است.

محورهای اصلی خلافت انسان کامل را فراگيري حقايق جهان هستي تشکیل میدهد که تحت عنوان اسماي حسناي الهی مطرح میگردد و هر انساني با فراگيري عين آنها در حد توانایی و ادراک خودش به مرحله اي از مراحل حقيقت تشکيکي خلافت الهي نايل مي شود.

معنی لغوی تشکیک عبارت از شک و تردید و حیرت است که از یک طرف دارای وحدت معنا است ولی در عین حال از مفاهیم یکسانی برخوردار نیست بلکه دارای اولویت یا عدم اولویت و به عبارتی تقدم و تاخر است و از طرف دیگر در حالیکه دارای وحدت لفظ و معنا است ولی مصداقهای متفاوتی دارد که سبب تشابه و تردید میشود. شاید بتوان گفت که نظر ابن سینا در مورد تشکیک وجود اینست که وجود، شدت و ضعف ندارد و کمتر و ناقص نمیشود و تنها تفاوت در سه حکم میپذیرد که عبارتند از تقدم و تاخر، بی نیازی و نیاز، وجوب و امکان. به همین جهت وقتی تقدم و تاخر در نظر گرفته شود، ابتدا وجود به علت نسبت داده میشود و ثانیا به معلول، در حالیکه علت بی نیاز از معلول است و معلول محتاج آنست وهمچنین علت، واجب الوجود است و معلول ذاتا ممکن الوجود است.

 با توجه به اينکه نوع مشارکت و حضور در فعاليت هاي اجتماعي بيش از هر چيزی ناشی از آگاهي ها و توانايي هاي افراد است، لذا فراگيرترين نوع مسئوليت اجتماعي تحت عنوان رسالت هدايت مردم، تبیین می شود در حالی که برخي ابعاد و جلوه های خلافت براي اقشار ديگر جامعه نيز فراهم مي باشد بنابراین ادراک جهان هستي به عنوان آیات و نشانه های الهی، نوعي موضع گيري و اعلام نظر در حوضه وجود شناختي است که نه تنها نقش هر شخص را در نظام هستی و وجود تبیین میکند بلکه در همین سمت و سو، موضع گيري و مشارکت در فعاليت هاي گروهی و پذيرش مسئوليت هاي رفتارهایش را در  جامعه نيز تعيين مي کند. به عبارت ديگر چون نقش هاي اجتماعي هر فردی قابل تفکیک از نقش وجود شناختي او نمی شود ، پس هويت انسان به عنوان مؤمن يا کافر که مبتني بر خودآگاهي از موقعيت خويش و برقراري نوعي رابطه با حضرت احدیت است تکوين مي يابد و در ارتباط و فعالیت با زيست اجتماعي او اثبات يا حتي تثبيت مي شود.

آميختگي جنبه اجتماعي هويت با جنبه وجود شناختي آن به گونه اي است که به نظر مي رسد تفاوت و تمايز آنها صرفا در تجزيه تحليل هاي ذهني ممکن مي باشد زيرا هويت واقعيتي تدريجي است که در جريان حضور مؤمنانه يا کافرانه در صحنه هاي گوناگون حوزه ي شخصي و اجتماعي زندگي تکوين مي يابد. از آنجا که هويت به طور تدريجي و بر مبنای نوع رغبت و تمایلات و آگاهی ها و همچنين اقدامات و اعمال افراد شکل مي گيرد، فرآيند تکوين هويت بسيار تاثیر پذیر از محيط اجتماعي است. محيط اجتماعي با اعمال محدوديتهايي هم در نوع دريافتها و هم در چگونگی و ميزان پاسخهاي افراد، هويت آنها را شکل میدهد و به سهم خود از هويت هاي تشکيل شده يا تمايل آنها به تثبيت يا تغيير متأثر مي گردد.

هويت ، گرچه به فرآيندها، دانش ها و تصاویر ذهنی به عنوان مراحلي از شکل گیری هويت مربوط است، ولي به معناي متداول آن از پدیده های ذهنی نيست بلکه يک پدیده واقعي و عيني است که تمام حقيقت انسان و وجود او را شامل مي گردد. ذات انسان حقيقتی است که از نوع ربطي قلمداد میشود بطوریکه هويت او در نوع رابطه او با حضرت احدیت معنا پیدا میکند.

هويت گرچه جهت دار است ولی مي توان گفت که عامل تعيين کننده هويت را از ديدگاه قرآن به نوع رابطه اي وابسته است که انسان با خداوند برقرار مي سازد و تعيين اين رابطه البته بستگي به انتخاب آزاد هر انسانی دارد. هرچند توجه به این نکته اهمیت دارد که رابطه مذکور فقط برای یک مرتبه تعيين نمي گردد و امکان تداوم و عمق بخشیدن به آن وجود دارد. هر شخصی برای تعيين هويت خويش از آزادي نسبي برخوردار است و بصورت خواسته يا ناخواسته شکل اوليه هويت در فضای حقیقت نقش میبندد ولی امکانات هر فردی براي تغيير يا تثبيت هويت و تکوين شکل جديدي از آن محدود مي باشد.

عامل تعيين کننده هويت در ارتباط با خداوند و چگونگی فرآيند انتخاب، صرفا ميان دو گزينه قبول يا مردود این رابطه رخ مي دهد ولي طيفي از هويت ها بر اساس میزان و شدت پذيرش ولايت الهي يا طغيان علیه آن، شکل میگیرند. چنانکه در قرآن ( در سوره های فاتحه آیه 6، نور آیه 26، آل عمران آیه 20، احزاب آیه 43، حجرات آیه 13 و برخی آیات دیگر ) به گروه هاي گوناگوني از اين طيف گسترده اشاره مي نمايند.

تکوين هويت بر مبناي رد يا قبول ولايت حضرت احدیت، البته در فرایند شناخت توحيد و التزام عملي به آن شکل می گیرد و به صورت تدريجي رخ مي دهد زيرا هويت از ديدگاه قرآنی واقعيتي پويا و انعطاف پذير است که در طول حيات يک فرد يا گروه اجتماعي تغيير مي کند و در هر مقطعی از دوران زندگي انسانها مستلزم تصميم گيري آگاهانه است براي مثال برخي از تعابیر هويتي قرآن که متاثر از روابط قومي و نژادي به نظر مي رسد مانند آل فرعون، آل يعقوب، قوم بنی اسرائیل، قوم عاد و غيره است این گروه هاي اجتماعي مرتبط با شخصيت برجسته اي که داراي رابطه ي ويژه اي مانند طغیان و یا تسلیم حضرت ربوبیت است، منسوب مي شوند.

همچنين تعابیر هويتي قرآن که تصور مي شود ناشي از وضعيت اقتصادي است نظير مترفين، متکاثرين، ابناء سبيل و فقرا يا مساکين، در حقيقت از سلوک اقتصادي گروه هاي اجتماعي تبعیت میکند و به عبارتی این تعابیر نشان مي دهد که معيار دسته بندي گروه هاي اجتماعي، صرفا مقدار سرمايه و ثروت مادی آنها نيست بلکه نوع نگرش آنها به مال و موضع آنها در برابر خداوند است که چشم انداز آنها بصورت توانمندی و بی نیازی مالی آنها از درگاه احدیت ( سوره همزه آیات  2 و3 و سوره مزمل آیه 11، سوره قلم آیات 14و15) مبانی تعبيرات هويتي مرتبط با ثروت را تشکيل مي دهد.

تعابیر هويتي قرآن که مربوط به رابطه قدرت است، هويت گروه هاي سياسي را بنا بر پذيرش ولايت طاغوت ها يا سر سپردگي به ولايت حق يا اولياي حق، تبيين مي کند. از اين رو تمام مردم جامعه گرچه در حوضه روابط مبتنی بر قدرت، گروه هاي مختلفی اعم از انصار، مجاهدين، مهاجرين، مستضعفين و مظلومين يا مستهزئين، ملأ، مستکبرين، آل فرعون و طاغوت ها را شامل مي گردند ولي چون چگونگی ارتباط اين گروه ها فقط در محور قبول يا سرباز زدن از ولايت حق شکل مي گيرد بنابراين و بطور کلی در قالب دو گروه مؤمنان و کافران قابل تفکیک و گروه بندی هستند.

هويت از دو جنبه وجود شناختي و جامعه شناختي قابل بررسی است. شخصیت انسان واقعيتی است که صورت عيني هويت او است و جايگاه ويژه ي او را در جهان هستي متمايز مي نمايد. ولي تبیین و قرار گرفتن انسان در موقعیت خاصي از جامعه، حاصل نوع آگاهي او از نسبتش با واقعيت مي باشد. بنابراین می توان عموم تعابیر هويتي قرآن را بصورت بازتاب مفهوم دو قطبي مربوط به ايمان يعني مؤمن یا کافر تلقی نمود. در ديدگاه قرآن نه تنها جنبه اجتماعي هويت ضعیف یا نادیده تلقی نمی شود بلکه چالشهای زندگي اجتماعي تنها راه تعيين و تثبيت هويت است. در ديدگاه قرآن ميان نقش جامعه شناختي و نقش وجود شناختي مردم هيچ فاصله و مرزي وجود ندارد. از اين رو مفهوم خلافت که شايد بيش از همه مفاهيم، نقش اجتماعي و وجودي انسان را نمايان مي سازد، قابل تفسير و تعمیم به عموم مسؤوليت هاي اجتماعي است

از جنبه اجتماعي، مفهوم هويت در چارجوب قدرت معنا دار میگردد و از منظر قرآن کريم کسب قدرت يا تمايل به برخورداري از حمايت هاي قدرت زمينه ساز اصلی تمسک به غیر خداست (سوره يس آیه 74). نصرت خداوند نسبت به مؤمنين در جهت دستيابي ايشان به قدرت صورت مي پذيرد (سوره صافات آیات127و 116). بنابراين فرآيند تکوين قدرت از طریق گزينش، پذيرش و حفاظت از نظام قدرت ديني بوسیله مردم محقق می گردد.

1.5/5 - (2 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید