وقتی بچه ها با ازدواج مجدد بزرگ تر ها مخالفند

ازدواج مجدد اگر موفق باشد، اتفاقی نو و شیرین در زندگی کسانی است که همسر آنها فوت کرده و یا از او طلاق گرفته اند.

اما موانعی پر تنش بر سر راه ازدواج مجدد وجود دارد که اگر با دقت موشکافی نشوند و رفع نشوند، خیلی مشکل ساز خواهد بود و زندگی بر کام اهالی آن منزل نه تنها شیرین، بلکه تلخ خواهد شد. اگر هر دوی زن و مرد از همسر قبلی خود جدا شده باشند و فرزندی هم نداشته باشند، تقریبا می توان گفت مشکل چندانی نخواهند داشت. اما اگر یکی از طرفین یا هر دو فرزند داشته باشند، ازدواج آنها موانعی دارد که پیش از رفتن به زیر یک سقف باید حل و فصل شوند. در این مقاله به این موانع و راه حل های آنها می پردازیم.

ازدواج مجدد با وجود بچه

مخالفت کودکان با ازدواج والدین
مخالفت کودکان با ازدواج والدین

دکتر مهدی زارع بهرام آبادی، روان شناس، در این زمینه می گوید، ازدواج مجدد حق طبیعی هر زن و مرد است. این افراد تجربه یک زندگی مشترک را دارند و گاهی نیز فرزندی را با خود به همراه دارند.

این عضو هیئت علمی مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی اظهار داشت، ازدواج مجدد باید مشابه ازدواج نوبت اول، با گفت و گو و تحقیق در مورد طرف مقابل آغاز شود. شما یک انسان هستید و هر لحظه زندگی شما ارزشمند است چه مطلقه باشید، چه دوشیزه باشید، چه همسر متوفی باشید.

شما باید قبل از شروع زندگی درباره مسایل مشترک زندگی مانند ازدواج اول موشکافانه صحبت کنید و بعلاوه بر روی مسایلی از جمله تامین اقتصادی و نحوه ی فرزند پروری و ….با توجه بیشتری صحبت کنید و اگر فرزند دارید، گفت و گو برای یکدست کردن شیوه ی فرزند پروری و تعامل با فرزندان را حتما قبل از ازدواج با هم انجام دهید.

اگر بدون حل و فصل کامل مشکلات وارد زندگی شوند، قطعا با کلاف پیچ در پیچ مشکلات مواجه خواهند شد و زندگی آنها پس از ازدواج مجدد، پر از تنش خواهد شد.

علاوه بر گفت و گو، برای موفقیت در ازدواج مجدد به این 5 مانع حتما آگاهی داشته باشید.

  1. تهدید نظام خانواده

وقتی همسر خود را به واسطه فوت یا طلاق از دست می دهید، بدن برای مقابله با این استرس بزرگ، تلاش می کند تا به هر طریقی که شده به نظام وثبات جدیدی برسد. وقتی به تدریج نظام جدید زندگی شکل گرفت، فکر ازدواج مجدد در ذهن شما شکل می گیرد. ازدواج مجدد، نظام جدید را با تهدید مواجه می کند. پس طبیعی است اعضای خانواده و اطرافیان شما در مقابل این تهدید موضع گیری کنند و مخالفت هایی آغاز می شود. پس این موضوع را از پیش بدانید.

  1. تغییر نظام قدرت

زمانی که یکی از شما فرزند دارید، از جمله چالش هایی که پس ازدواج مجدد با آن روبرو هستید، تغییر قدرت است. قبل از ازدواج همه دستورها از طرف شما صادر می شد و اختیار و ابتکار عمل به عهده او بود اما وقتی والد دیگری در جایگاه ناپدری یا نامادری وارد خانواده می شود، به همان میزان هم اختیار و قدرت در تربیت و کنترل فرزند و امور خانه می خواهد تا بتواند در زندگی مشارکت داشته باشد.

  1. مخالفت فرزندان

هر چقدر فرزندان دو طرف سن بالاتری داشته باشند (دوران جوانی را سپری کرده باشند)، ازدواج مجدد آسانتر خواهد بود چون آنها از روی عقل و منطق فکر می کنند و با موضوع کنار می آیند. هر چه سن فرزندان پایین تر باشد مخالفت ها بیشتر است به خصوص نوجوانان در این موارد مشکلات و موانع زیادی را بر سر راه پدر یا مادر قرار می دهند. در کودکان نیز واکنش شدیدی در قبال ازدواج پدر یا مادر دیده می شود ولی این واکنش ها معمولا موقتی و کوتاه مدت است و نگران نباشید. این نکته را هم بدانید که نوجوانان دیرتر از کودکان با سیستم جدید خود را وفق می دهند. البته رفتار با محبت و بدون عصبانیت والدین را نباید از نظر دور داشت. والدین باید به آرامی و کم کم موضوع را مطرح کنند و فقط از زبان محبت استفاده نمایند.

  1. دعوای فرزندان

وقتی فقط یکی از زوجین فرزند دارد، ازدواج راحت تر است. ولی زمانی که هر دو فرزند دارند، وضعیت سخت تری پیش روی شماست.

هر کدامیک از زوج ها فرزند پروری خاص خود را دارند و آزادی و قدرتی که به فرزندان می دهند متفاوت می باشد. از طرفی فرزندان همچنان تعامل و ارتباط با بستگان قبلی را دارند که این موضوع با توجه به فرهنگ فعلی کشور، زندگی را پیچیده تر می کند. بنابراین اگر هر دو زوج صاحب فرزند هستند، حتما باید قبل از اردواج در مورد تربیت فرزندان و اینکه حرف نهایی را چه کسی برای فرزند هر دو طرف بزند، به توافق برسند. متاسفانه گاهی مرد و زن روی موضوع به این مهمی وقت نمی گذارند و چون می خواهند از شرایط سخت تنهایی خارج شوند و از طرفی به این دلیل که همدیگر را دوست دارند، به این نتیجه می رسند که دیگر مشکلی وجود ندارد و می توان باقی مسایل را بعدا حل کرد اما باید قبل از ازدواج با فرزندان طرف مقابل آشنا شود و زمانی را با آنها بگذراند.

  1. پذیرفتن نقش پدر یا مادر شدن

حتی اگر والدی صاحب فرزند نیست، باید نقش پدر و مادر خواندگی را بشناسد. گاهی فرد فقط با تصور یک همسر وارد زندگی مشترک می شود.

در شرایطی که تنها یکی از طرفین فرزند دارد، والد تنها می بایست آمادگی برای حضور عضوی که نیاز به حمایت او دارد (فرزند) را داشته باشد و این موضوع را از پیش با او در میان گذاشت و او هم این مورد را بپذیرد. چون والد سرپرست فرزند، پس از ازدواج ، انتظار کمک در امور فرزندپروری را خواهد داشت و اگر همکاری نبیند این موضوع به عنوان عدم تفاهم تلقی می شود و رابطه بین زوجین مخدوش می شود.

شاید قبل از ازدواج از شما انتظار پدری یا مادری کردن برای فرزند خود را نداشته باشد اما بعد از ازدواج این انتظار در او ایجاد می شود.

4 نظر

  1. من سوال دارم مرد وزنی 17سال است پس ازرفوت همسرانشان ازدواج کرده اند خانوادهی زن به خوبی مرد را پذیرفته و زندگی دور ازذهم دارند خانواده ی مرد که دو پسر دارد هنوز موضوع را نمیدانند و مرد به دلیل مشکلات بسیار زیادی که با پسر کوچکتر دارد هنوز جرات گفتن موضوع را ندارد و میترسد که مشکلات رفتاریش بیشتر شود ولی زن از این وضعیت خسته شده و میخواهد که مرد مداوم یا حداقل با مدت زمان بیشتزی در کنارشان باشد چه باید بکنند

    • سلام
      بهترین کار اینه که از ابتدا و قبل از شروع به فرزندانشون میگفتن،
      اما در مورد شما که زمان زیادی هم گذشته ، بهترین کار دخالت یک بزرگتر و یا بهتر از اون که به یک متخصص روانپزشک یا یک کارشناس روانشناسی بالینی مراجعه کنید و موضوع رو مطرح کنین و بعد با حضور اونها و با مدیریت اونها قضیه رو مطرح کنین و در ذهن فرزندان با مشکلات کمتری پذیرش بدین.

  2. متاسفانه این پسر به هیچ وجه نه به مشاور مراجعه میکند نه از کسی حرف شنوی دارد لطفا اگه ممکنه راهنمایی کنید

    • روانشناس بالینی مشاور خصوصی براش بگیرین که بیاد منزل.
      در ضمن اینطور که مشخصه فرزند از شرایط کمی آگاهی داره، بهتره در حضور یه روانشناس آقای خبره که میتونه منزل تشریف بیاره، در حضور پدر و همسرش در جریان کامل قرار بگیره. تاکید میکنم حضور همسر هم الزامیه.
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید