زنگ خطرها و علایم هشدار دهنده برای ازدواج اشتباه

زنگ خطرها و علایم هشدار دهنده برای ازدواج اشتباه

وجود هر یک از موارد زیر زنگ خطری برای انتخاب نامناسب بوده و توصیه می شود قبل از ازدواج به کمک یک مشاور متخصص و با تجربه اشکالات موجود را اصلاح کرده و آنگاه تصمیم نهایی برای ازدواج را گرفت:

  • اگرهر یک از شما به صورت دائم و جدی می پرسید:”منو دوست داری؟ آیا واقعا برات مهم هستم؟” چنین افرادی دارای حرمت نفس پایین بوده و هیچ چیز باعث اطمینان خاطر آنها نخواهد شد مگر اینکه حرمت نفس خود را پرورش دهند.
  • اگر در دوران آشنایی و نامزدی بیشتر اوقاتی را که با هم هستید به کشمکش و جر و بحث بدون رسیدن به نتیجه،حل مساله و یا تفاهم و توافق می گذرد شما دارای رابطه ی عشق و نفرت (love-hate relationship) بوده و بعد از ازدواج فشار و استرس وارده بیشتر و اختلافات و مشاجرات شما بدتر خواهد شد.
  • اگر شما با برخی از ویژگی ها و خصیصه های پدر و مادرتان مشکل دارید و نامزد شما نیز همان ویژگی ها را (با شدت و ضعف متفاوت) دارد.اگر شدت اذیت و آزار این ویژگی در مورد والدین تان به شما نمره ی 10 باشد،در مورد نامزدتان نمره ی 20 خواهد شد و قادر به تحمل آن نخواهید بود.
  • اگر نامزدتان از نظر شخصیتی بسیار شبیه پدر یا مادرتان باشد (و حتی پدر یا مادرتان را در ذهن شما تداعی کند). در این حالت کمی بیشتر دقت کنید که آیا نامزدتان برای شما بیشتر به صورت یک خواهر یا برادر بزرگتر به نظر نمی رسد؟ آیا او آنچه را که پدر/مادرتان پند و اندرز،بکن نکن و کنترل کردن ندارد؟ آیا او آنچه را که پدر/مادرتان در آن قصور و کوتاهی کردند،برای شما تامین و برآورده نمیکند؟ اگر اینچنین است رابطه ی شما رابطه ی پدر مادری و فرزندی (ولی هم سن) است و ازدواج موفق رابطه ی دو انسان تقریبا کامل، بالغ و برابر است نه پدر/مادر و فرزند.
  • اگر در طول مدت آشنایی و نامزدی چیزهایی پیش می آید که شما را مایوس میکند ولی شما دایم به خود می گویید که اشکالی ندارد با ازدواج بسیاری از چیزها بهتر خواهد شد.خیر !مسایل و مشکلات حل و اصلاح نشده با ازدواج بدتر می شوند،نه بهتر.
  • اگر نامزدتان علایق و فعالیت های شما را تایید می کند (حرف) ولی بعدا انتقاد می کند (عمل) که شما وقت زیادی برای آن موضوع و مورد صرف می کنید.این مورد یکی از نمونه های تفاوت گفتار و عمل است (صدای عمل بلندتر از گفتار است). اگر شما از احساسات و افکار و مقاصد واقعی طرفتان مطمئن نیستید، به رفتار او توجه کنید نه گفتارش، و اگر آنها با هم همخوانی نداشتند، در ازدواج با چنین فردی تعلل کنید.
  • اگر از کسی خوشتان آمد و به اصطلاح شیفته ی او شدید ولی نتوانستید به معنی واقعی حداقل پنج ویژگی خوب و مثبت و پنج ویژگی منفی و نامطلوب او را مشخص کنید و دلیل کافی و منطقی برای آنها داشته باشید،مراقب باشید که شما شیفته او شده اید نه عاشق او.در این صورت زود بله نگویید و به خود فرصت دهید تا یکدیگر را بهتر بشناسید.
  • اگر مدتی پس از آشنایی، یک روز کامل را با هم در منزل بوده و بدون تماشای تلویزیون و استفاده از کامپیوتر و بدون معاشقه یا ارتباط جنسی حوصله تان سر رفته است. به نظر خنده دار می رسد ؟! اما حال تمامی تفریحاتو سرگرمی های مشترکتان،روابط اجتماعی(از جمله دوستان) وغیره را کنار بگذاریدو آنگاه از خودتان بپرسید آیا واقعا او را می شناسید؟مجذوب چه چیزهای او شده اید؟ آیا چیزی برای گفتن و به مشارکت گذاشتن و گذراندن اوقاتتان با او بخوبی دارید؟ اگر این چنین بود آنگاه مواهب و امکانات زندگی،شیرینی رابطه تان را دو چندان خواهد کرد و در غیر این صورت رابطه تان به حکم بیمار نزدیک به موت خواهد بود که فقط به کمک دارو و دستگاه ها ی مختلف زنده خواهد ماند.
  • مدت زمان کمی از رابطه قبلی شکست خورده،گذشته است.پایان هر نوع رابطه جدی (در اثر مرگ یا به دلیل اختلاف)برای مدت ها با خود درد و رنج به همراه خواهد داشت و رابطه یا ازدواج حکم دارو را دارد و نه غذا (و پس از رفع درد و رنج دیگر فرد دارو را کنار خواهد گذاشت). این افراد نیاز به یک مشاور یا روانشناس با تجربه دارند تا بتوانند به حالت عادی باز گردند و چنین مساله یی نیز زمان بر است.به همین دلیل توصیه می شود افراد حداقل برای 6 ماه و ترجیحا یک سال پس از ختم یک رابطه ی جدی وارد هیچ نوع رابطه ی احساسی عاطفی جدیدی نشوند (حتی اگر در اثر فوت دیگری باشد).
  • فرد معتادی که مرحله نقاهت را پشت سر نگذاشته باشد.اعتیاد فقط عادت به مصرف مواد مخدر نمی شود بلکه مصرف الکل، زیاده روی در سکس، پرخوری، پرکاری، قمار، ولخرجی، زیاده روی در ورزش و یا حتی بازیهای کامپیوتری یا وابستگی به کامپیوتر جزو اعتیاد به شمار می روند و تا زمانیکه فرد کمک تخصصی دریافت نکرده باشد و شش ماه تا یکسال از ترک آنها نگذشته باشدو ثابت نکرده باشد که ترک کرده است به قول او اکتفا نکنید و در ازدواج با او تعلل کنید.
  • اگر دو نفر شما کاملا مخالف و در نقطه ی مقابل هم قرار دارید. اگر چه تضادها در ابتدا جالب و جذاب به نظر می رسند ولی پس ا ازدواج بلای جان هم خواهند شد (مثلا در دید یک فرد کاملا مقتصد پس از ازدواج به یک فرد کاملا خسیس و یک فرد دست و دل باز به یک فرد کاملا ولخرج تبدیل خواهد شد). در این موارد اگر واقعا دو نفر یکدیگر را دوست دارند و به هم علاقه مند شده اند و میخواهند رابطه شان به یک سرانجام خوبی ختم شود بایستی قبل از ازدواج به کمک یک مشاور خوب آن ویژگی های شخصیتی نا سالم (ولی هر چند طبیعی) را اصلاح کنند تا بهم نزدیک شوند.
  • اگر مرد فردی شدیدا آرام و کم صحبت و یا کاملا مطیع باشد(به اصلاح حرف گوش کن باشد). چنین ویژگی معمولا دلایل ناسالمی همچون کودک آزاری،اعتیاد والدین،حرمت نفس پایین و یا بی احساسی عاطفی دارد و این مساله در زندگی اشتراکی برایتان تحمل ناپذیر خواهد بود.
  • اگر زن فردی کمال گرا باشد (خرده بین، ایراد گیر، سخت گیر، رفتارهایی در حد وسواس، پرتوقع، مظطرب، بسیار جدی، بسیار منظم، انعطاف نا پذیرو…)
  • اگر نامزدتان خصیصه ایی دارد که تحملش برای شما سخت باشد (مثلا پوشش،آرایش و ..) و شما به دلیل ترس از ناراحت شدن او، اظهار نظر و عقیده نمی کنید. اگر چه در این مرحله شما ممکن است تحمل کنید ولی پس از ازدواج تقریبا غیر ممکن و دردسر ساز می شود.
  • اگر احساس می کنید به کرات مورد بازیچه قرار گرفتید.افراد بازیچه گر(manipulative) افراد ریاکار (خودآگاه و یا ناخودآگاه) و خودخواهی هستند که برای رسیدن به خواسته و هدفشان از هر حقه و حیله ای استفاده می کنند(دادن احساس گناه به طرف مقابل، برانگیختن، سوء استفاده از احساسات، تحقیر، سرزنش و …) و به زبان ساده با پنبه سر می برند. وجود این ویژگی زنگ خطری برای ازدواج نامناسب است.
  • اگر طرفتان خصوصیات فرد خودشیفته را دارد. وجود این ویژگی زنگ خطری برای ازدواج نامناسب است.
  • اگر طرفتان سر چیزهای ساده و جزئی نیز واکنش شدید نشان می دهد (و دیگران نیز این را تایید می کنند). این می تواند یکی از نشانه های فرد عصبی ( neurotic) باشد.
  • اگر شدیدا و واقعا احساس تنهایی می کنید. احساس تنهایی (و تنها بودن) از نشانه های مهم، اصلی و ثابت افسردگی است. در این حالت شما به یک دوست یا یک حیوان دست آموز و روانشناس نیاز دارید و نه همسر.
  • اگر چندین بار رابطه ی تان بهم خورده است و مجددا به هم بازگشتید.در این حالت تا زمانیکه مشاوره تخصصی نگرفته اید فکر ازدواج را از سرتان بیرون کنید.
  • اگر نظر و حس تان به طرف مقابل از زمانی به زمان دیگر شدیدا در تغییر است، حتما مشاوره تخصصی دریافت کنید.
  • اگر برای رفع نواقص و کمبودهایتان و یا رسیدن به اهدافتان قصد ازدواج دارید، ابتدا خود را کامل کنید بعد ازدواج.
  • اگر در یک رابطه ی برابر قرار نداریدحتما مشاوره تخصصی دریافت کنید.
  • در تصمیم گیری های مهم و مشترک عقاید و نظرات او مهمتر از نظرات و عقاید شما باشد و یا برعکس. در موضوعاتی که بر روی آن اتفاق نظر ندارید او یا شما به ندرت سازش و مصالحه می کنید (اکثرا یکی از شماها بایستی بپذیرد). اگر در اکثر کشمکش ها یکی از شما برنده اید. اگر در تصمیم گیری ها در مورد موضوعات مهم زندگی (محل زندگی، روش پیشگیری از حاملگی و…) یکی از شما بیشتر تصمیمات را می گیرید. اگر تقریبا همیشه نیازها و احتیاجات او مقدم بر نیازها و احتیاجات شما باشد یا برعکس. و متوجه می شوید برای فیصله یافتن قضیه عموما شما بایستی کوتاه بیایید و تسلیم شوید یا برعکس. (نکته: حتی اگر در تمامی موارد فوق بطور منطقی و عقلانی حق با طرف مقابلتان باشد باز هم نمایانگر اشکال (عدم برابری) در رابطه است و در این حالت شما بایستی از طریق مطالعه،آگاهی و کار کردن خود را به سطح بالاتری برسانید) رابطه ی استاد شاگردی فقط برای سر کلاس خوب است نه برای زندگی مشترک
  • اگر حرمت نفس یکی از طرفین و یا هر دو شدیدا صدمه دیده باشد.
  • زمانی که با هم بیرون می روید دائم مواظب و نگران رفتار، حرکات، گفتار و یا پوشش خود هستید تا احساس برابری و تناسب کنید و یا او ناراحت نشود.به عبارت ساده تر به جز تفاوت مختصر اگر نمی توانید با نامزدتان همان فردی باشید که با دوستان هم جنس خود هستید (یعنی خود واقعی تان نیستید) شما سنخیت و صمیمیت چندانی با هم ندارید .
  • اگر معتقدید که حتما مرد از زن تقاضای ازدواج و خواستگاری کند.

و در پایان اگر هیچیک از موارد فوق در مورد هر دوی شما صدق نمی کند و به هم علاقه مندید، بدون هیچ درنگی تاریخ مراسم عروسی خود را مشخص کنید. زندگی مشترک مبارک باد.

دیدگاهتان را بنویسید