جامعه امروز و بیسوادی سفید

سواد و بیسوادی سفید

سواد سفید
سواد سفید

سواد سفید یا معرفت زندگی: همواره نقش و اهمیت سواد در کیفیت زندگی فردی و اجتماعی انسانها و مبارزه با بیسوادی، مورد تاکید بوده است. با توسعه تکنولوژی مدرن چاپ و پیشرفت شبکه های رسانه ای صوتی و تصویری، انواع روزنامه و مجله و کتاب، به تعداد زیاد و با قیمتی ارزانتر به بازار عرضه شده تا مورد استفاده مردم قرار گیرد، انواع شبکه های صوتی و تصویری در فضای حقیقی و مجازی و در ساعات مختلف شبانه روز به صورت مستقیم و غیر مستقیم، به پخش انواع برنامه های آموزشی میپردازند. دلیل آن اینست که باور عمومی بر امکان غلبه بر تبعیض و فساد و بی عدالتی در صورت ایجاد توانایی خواندن و نوشتن در مردم است.

 

آمار بیسوادی در جوامع مختلف، از کاهش قابل توجهی برخوردار گردیده است. متناسب با کاهش آمار بیسوادی و توسعه دانشگاهها و تحصیلات تکمیلی در جوامع مختلف، باور اندیشمندان و متفکرین در مورد خوش بینی به تاثیر سواد خواندن و نوشتن بر بهبود کیفیت زندگی مردم، به تدریج رنگ میبازد و به ناباوری تبدیل میشود.

یکی از علتهای این ناباوری آنستکه نادیده گرفتن آرامش و مصالح اجتماعی مردم بدست کسانی صورت میگیرد که نه تنها بی سواد نیستند بلکه از جمله نخبگانی هستند که تحصیلات خود را در معتبرترین دانشگاههای دنیا به پایان رسانده و از بالاترین سطح علم و دانش تخصصی بهره مندند.

بسیاری از کسانی که مال و جان و ناموس مردم را در معرض انواع عملیات تبهکارانه تروریستی و غیر انسانی قرار میدهند و مخوفترین باندهای قاچاق و تبهکاری را طراحی و هدایت و حمایت میکنند، از تحصیلات دانشگاهی برخوردار میباشند.

کسانی که خونهای آلوده به بیماریهایی مانند ایدز و هپاتیت را آگاهانه صادر و به کشورهایی مانند ایران ارسال کرده اند و سلامتی و امنیت بهداشتی ملتی را به مخاطره انداخته اند از بالاترین تحصیلات دانشگاهی برخوردارند و در کشورهای به اصطلاح متمدن اروپایی زندگی میکردند.

پیجیده ترین چالشها و مشکلات رفتاری و ارتباطی، مربوط به خانواده هایی است که بخش عمده عمر خود را در مدرسه و دانشگاه و مراکز علمی گذرانده اند و حتی در پاره ای از موارد در زمره متفکرین و متخصصین تعلیم و تربیت به حساب میآیند ولیکن در محیط زندگیشان آرامشی وجود ندارد.

اگر قرار باشد برای انواع سطح سواد تقسیم بندی انجام شود میتوان انواع آنرا به شرح ذیل تقسیم بندی و نامگذاری کرد.

  • بیسوادی سیاه
  • بیسوادی سفید
  • سواد سفید یا معرفت زندگی

به نظر میرسد بی سوادی سیاه ساده تر از سایر سطوح آن قابل تشخیص است و هزینه مبارزه با آن کمتر از هزینه مبارزه با سایر شکلهای بیسوادی است. به عبارتی عدم توانایی خواندن و نوشتن را بیسوادی سیاه عنوان نموده و بهره مندی از توانایی خواندن و نوشتن و تحصیلات کلاسیکبدون هیچگونه محدودیتی در بکارگیری آن، بیسواد ی سفید نامیده میشود.

با توجه به نقش سواد خاکستری در توسعه و پیشرفت اجتماعی، تردیدی نیست که جهت کسب معرفت زندگی، ابتدا به سواد خاکستری به عنوان ابزار کار نیاز میباشد. علی رغم اهمیت سواد سفید در آرامش و خوشبختی انسانها، متاسفانه به میزان مطلوب و منسجمی به آن توجه نمیشود و از اولویت مناسبی در برنامه کاری دولتهای کشورهای مختلف بهره مند نیست.

در واقع میشود سواد سفید را مجموعه باورها و اخلاقیات و آگاهیهای سازگارانه ای که باعث بهره گیری از دانش و تخصص به منظور ارتقای کیفیت زندگی و تامین امنیت و آرامش زندگی انسانها و اجتماع است توصیف کرد.

چیزی که موجب نگرانی شده است بهره مندی از بیسوادی سفید است که بدون هیچگونه مسئولیتی در مقابل انسانیت، در سطح وسیعی مورد استفاده قرار میگیرد و باعث بوجود آمدن مشکلاتی گردیده که برخی از آنها به اختصار مورد اشاره قرار میگیرد.

کسانی که از بیسوادی سفید بهره مندند بطور مستمر در فضای مجازی و حقیقی فعال هستند و مینویسند و سخنرانی میکنند و انبوهی از مدارک تحصیلی و عناوین دانشگاهی را با خود همراه دارند ولی در ساده ترین ارتباط با خانواده و دوستان و آشنایان، دچار چالش و ضعفهای جدی هستند.

این افراد به شکل فزاینده ای مطالب و اخبار مهیج را بدون بررسی و اطمینان از صحت آن، از طریق رسانه و پیامک و پست الکترونیک و سایر تجهیزات و روشهای ارتباطی، به دیگران منتقل و منتشر میکنند ولی از ساده ترین اصول مورد نیاز ارزیابی و تعیین صحت خبر و ارتباط، بی بهره اند.

با شنیدن خبرهای گوناگون اقتصادی و سیاسی، بدون بررسی و توجه به دانش اقتصادی مورد نیاز فعالیتهای اقتصادی، تاثیر میپذیرند و اقدام به تحرک اقتصادی و فعالیتهایی نظیر جابجایی سرمایه از بانک به بازار طلا و یا از طلا به بازار ارز و یا از ارز به ملک و …….. نموده و پس از مدتی با ناکامی و نا امیدی از دوست و آشنا، درخواست مشاوره و راهنمایی جهت انتخاب زمینه مناسب سرمایه گذاری مینمایند.

از دوست داشتن و علاقه و عشق ورزی و محبت، به دنبال رابطه ای هستند که به جای بوجود آوردن همدلی و غمخوار یکدیگر بودن و ساختن دنیای بهتری که سرشار از زیباییهاست، تمام امیال و آرزوی خود را بصورت مداخله و ایفای نقش نامحدود در رابطه و دنیای دیگران میبینند که باعث ایجاد زخمهای عاطفی و شکست و از هم پاشیده شدن خانواده ها و بسیاری آسیبهای فردی و اجتماعی دیگر میشود که نتیجه اش از بین رفتن آرامش آنها خواهد شد.

دارای فرزند میشوند و تمام زندگی و ثروت و قدرت و توان خود را صرف رشد و تربیت فرزندشان میکنند اما انتظارشان برآورده نمیشود. با اعتقاد و تقوا زندگی میکنند و با حضور در مجامع و مکانهای مذهبی و انجام آداب و فرایض و راهنمایی و توصیه های مذهبی و اعتقادی، سعی میکنند ضمن انجام عبودیت، فضای اعتقادی مناسبی را برای فرزندانشان بوجود آورند و تاثیرگذار باشند اما اغلب موارد، فرزندی با اعتقادات مذهبی ضعیف و یا غیر مذهبی نتیجه میشود.

گاهی فرزندی مهاجم و رقابتی و مصرفی تربیت میشود که زندگیش در اشرافیت و بی بند و باری خلاصه میشود. فرزندش از لذتهای ناشی از شادی و موفقیت و رضایت دیگران، درک صحیحی ندارد و برایش دارای اهمیت نیست، او آرزوها و انتظارهای ارزشی والدین را محقق نمیسازد.

بیشتر وقت خود را در شبانه روز با حضور در شبکه های اجتماعی میگذرانند و زندگی آنها آمیخته با لپ تاپ و تلفن همراه و تبلت و ……..شده است و به گونه ای که نیاز او به کسب خبر از دوست و همسایه و آشنا پاسخ داده میشود. با بهره گیری از این تجهیزات، همراه با عده زیاد دیگری به خانه مجازی فردی حمله میشود و به او تهمت و افترا و ناسزا میگویند و آبروی او را به خطر میاندازند.

این ضعفها و مشکلات که کماکان در زندگی بخش قابل توجهی از افراد جامعه جریان دارد و حتی در مواردی همه اجتماع از آن رنج میبرند و باعث صلب آرامش و آسایش انسانها در زندگی روزمره گردیده است، ناشی از بیسوادی سفید است.

این نوع از بیسوادی در ابتدا قابل تشخیص و اندازه گیری نیست و با تجهیز آن به مدارک و عنوانهای معتبر دانشگاهی و سوء استفاده از آن، ابزار مورد نیاز تقویت و افزایش بیسوادی سفید و دفاع از آن، تامین میشود.

این بیسوادی از معضلات و دردهای مهم جوامع بوده است لیکن با توسعه فناوری های مختلف ارتباطی، بصورت نگران کننده ای مطرح است و دردناکتر از آن اینست که این نگرانی و تهدیدهای جدی آن، با غفلت و سکوت پشت سر گذاشته میشود.

با درنظر گرفتن این مطالب، این موضوع قابل طرح است که مشکل امروز جامعه، بیسوادی سیاه یا نداشتن توانایی خواندن و نوشتن نیست بلکه رنجها و آلام ناشی از بیسوادی سفید یا نداشتن دانش و معرفت زندگی است که با نارساییها و عدم توانمندیهای ذیل همراه است و موجب پریشانی و ازبین رفتن آرامش افراد و جامعه میشود.

  • عدم امکان ارایه آموزش و پرورش صحیح
  • عدم امکان ارتباط مناسب
  • عدم پایبندی به اخلاقیات و رعایت ارزشهای انسانی
  • ضعف و ناتوانی در انتقاد مؤثر و سازنده
  • ناتوانی در تجزیه و تحلیل ضعفها و مشکلات و اقدام جهت برطرف نمودن آنها
  • استفاده نامناسب از رسانه و شبکه های اجتماعی و فناوریهای نوین
  • ناتوانی در اتخاذ تصمیم های مالی مورد نیاز زندگی
  • عدم توانایی در مدیریت تربیتی و روحی و رفتاری خانوادگی و اجتماعی

و ناتوانیهای آزار دهنده متعدد دیگری است.

با توجه به اینکه تبعات ناشی از بیسوادی سفید بر اجتماع تاثیر گذار است و تعداد زیادی از آن تاثیر میپذیرند، لازم است دولتها و متفکرین با برنامه ریزی هوشمندانه و منسجم، اقدام های مستمری را به اجرا درآورند.

با بهره گیری از سواد سفید و آشنایی و بهره برداری از ابزارهای مورد نیازی که مهارتهای زندگی نامیده میشود، بایستی توانایی انجام رفتار مثبت و سازگارانه را ایجاد کرد تا افراد، امکان کنار آمدن با ضروریات و چالشهای زندگی و بهبود کیفیت آن و در نهایت دسترسی به آسایش و آرامش را در زندگی داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید